افق درخشان

افق جایی که زمین به آسمان می رسد ^_^

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : دوشنبه 9 مهر 1397 08:30 ق.ظ

جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ
افق درخشان جایی برای دیدن تلالو هایی که دنبالش بودین

 اگه انتقاد یا پیشنهادی داشتین در قسمت نظرات وبلاگ اعلام کنید 
چنانچه مایل به تبادل لینک بودین زیر همین پست ، قسمت نظرات اعلام کنین
نظرات و لینک های تبلیغاتی تایید نمی شوند
از حضور گرمتون خوش وقتم
لحظات زیبایی داشته باشین

جدا کننده متن وبلاگ لاینر وبلاگ


نویسنده : آنوشکا
تاریخ : یکشنبه 24 شهریور 1398 10:25 ق.ظ
عکس و تصویر دلم هوس یه خونه قدیمی رو داره؛ خونه هایی با شیشه های رنگی و ایوون ...

دلم هوس یه خونه قدیمی رو داره؛
خونه هایی با شیشه های رنگی و ایوون های نرده دار؛
همونا که یه حوض وسطشون داشت و دور تا دورشون پر بود از گلدون های بنفشه و شمعدونی؛
همون حیاط های بزرگ پر از درخت که صدای جیک جیک گنجشک هاشون اول صبح بی خوابت میکرد؛
رها از قیل و قال دنیای مدرن و بی رحم امروز.
یه جایی روی ایوون کنار سماور بشینم و برای خودم چای با طعم هل و دارچین بریزم؛
برم سر وقت کمد های قدیمی و یواشکی چند دونه شیرینی بردارم و تو دلم واسه این پیروزی ریز ریز بخندم؛
با پیراهن گل گلی بلند بشینم لبه لیوون و عطر صبح جدید رو با بوییدن گل های رنگی چیده روی نرده ها شروع کنم.
بیخیال تمام مشغله هایی که بیرون از این خونه خیالی انتظارم رو می کشن؛
روی فرش قرمز پهن شده ایوون دراز بکشم ، چشمامو ببندم و تو رویاهای عاشقانه دخترانگی غرق بشم؛
و یه جایی بیرون از خونه خیالی توی کوچه های قدیمی که هنوز بزرگتر ها جلوی در میشینن و بلند بلند حرف میزنن و بچه ها با سر و صدا زیاد بازی میکنن چشمامو باز کنم؛
سرمو بلند کنم و به چنارهای بلند رنگ شده تو پاییز زل بزنم؛
و یه دل سیر از عطر مطبوع این رویای خیالی رو توی جیب هام بریزم؛
تا وقتی دوباره چشمامو باز کردم و یهو همه دنیای قشنگم نا پدید شد و دوباره همون دنیای واقعی پر از دلمردگی به سراغم اومد؛
دست ببرم تو جیب های خیالیم و مشت مشت گذشته های پر از زندگی رو بردارم و بو کنم؛
شاید دوباره بتونم کمی بین این دنیای عجیب پر سر و صدای پر از تنهایی زندگی کنم.

موضوع: مطالب ادبی،

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1398 06:48 ب.ظ

شان حضرت زینب (س) :
وقتی به جایگاه چهارده معصوم می اندیشم و از درک جایگاه ایشان متحیر میشوم به سخن معصوم پناه می بریم .
"ما بر تمام کارهایی که خدا بر انجام آن تواناست قادریم جز آنکه ما خدا نیستیم."
اما وقتی در مورد حضرت عباس (ع) و حضرت زینب (س) تامل میکنم عقل محدود و ناتوانم از عظمت جایگاهشان به عجز می افتد.
دو غیر معصومی که چنان والا هستند که جز در کلام معصوم نمی گنجند.
امام سجاد (ع) می فرماید :
عمه جان! به لطف الهی تو دانشوری هستی که از گنجینه وحی علم آموخته ای و کسی به تو آموزش نداده و اندیشمندی هستی که بدون معلم می فهمی و تعقل و تدبّر داری!
جایگاه حضرت را در کلام امام سجاد(ع) ببینید ، زینب(س) آن بانویی که چنان روح عظیمش به سوی احدیت صعود یافته که به گنجینه علم الهی دست می یابد ، علمی که مختص معصومین است.
برخی گمان می کنند رابطه حضرت با امام حسین (ع) صرفا یک رابطه عاطفی خاصِ خواهری برادری است ، نه!
حضرت زینب (س) محو در امام زمانش شده بود ، بند بند وجود زینب(س) در بند حسین (ع) بود .
این میشود که چون پیکر فرزندش را می آورند زینبی که پا به پای حسین بر بالین شهدا می دوید ، از خیمه تکان نمی خورد مبادا دل امام زمانش را به درد آورد ، مبادا حسین از رویش شرمگین گردد.
این روح والای زینب است که عاطفه عظیم مادری را فدای دل امام زمانش میکند.
این زینبی است که رسول خدا (ص) در وصفش فرموردند :
"علی ، خودش زینت اهل دنیاست، اما این دختر به جایی می رسد که زینت پدر می شود."
برای توصیف عظمت زینب (س) آیا همین جمله کافی نیست؟ یعنی زینب به چنان جایگاهی می رسد که مایه مباهات خلیفه خدا در زمین می گردد .
چه کسی گمان می برد؟زمانیکه خداوند بر ابراهیم وحی کرد : "فدیناه بذبح عظیم " این زینب باشد که ذبح عظیم تاریخ را بر دست گیرد و فریاد بر آورد : "پروردگارا این قربانی را از ما پذیر."
چگونه باور کنم؟ این زینبِ محو در حسین ، پس از حسین (ع) ساعتی تاب بیاورد جز با دست ولایت حسین (ع) !
تقدیر خداوند بر این مقدر بود که زینب کبری (س) ، آن وصل به علم خدا ، آن مفسر وحی ، علی زمان شود در قامت زینب و چنان خطبه های روشنگرش را در گوش تاریخ فریاد زند که قیام حسین در نهضت کلام او به بار نشیند که اگر غیر از این می بود عاشورای حسین در قعر تاریخ مدفون می گردد.
زینب (س) آن روح عظیم الهی در کالبدی انسانی که دشت سراسر خون را زیبایی محض می بیند ، زیبایی به ثمر نشستن خون های پاکی که تا ابدیت حق را از باطل تمییز می دهند .
و جز او چه کسی اینچنین جسورانه پیام حسین را بر پیکره تماما کفر یزید فریاد میزد؟
رسول اکرم (ص) : ثواب کسی که بر زینب (س) و مصیبت هایش گریه کند مانند کسی است که بر حسنین (ع) بگرید.

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1398 06:24 ب.ظ

شان حضرت عباس (ع):
کربلا را با دو حرم می شناسیم ، دو آقای عظیم الشان که چونان آفتاب تابان می درخشند.
جایگاه حضرت عباس آنچنان رفیع است که پا به پای مولایش می درخشد .
امام سجاد (ع) می فرماید : روز قیامت عمویم نزد خداوند مقامی دارد که همه شهدا به آن غبطه خواهند خورد .
تاریخ روایت می کند شمر ملعون برای حضرت عباس (ع) امان نامه آورد به خیال خامش که حضرتش را از حسین (ع) جدا کند .
برخی گمان می کنند این کار شمر صرفا به سبب عاطفه خویشاوندی بود اما نه !سپاه دشمن به خوبی عباس (ع) را می شناخت عباس (ع) خود یک سپاه بود برای حسین (ع) و جدا کردن این سپاه از حسین (ع) یعنی شکست قیام حسین (ع) .
ایمان مطلق و وفاداری محض حضرت را ببینید ، نقل است که حضرت تا زمانی که آقا امام حسین (ع) نفرمود حتی حاظر به گفتگو با فرستاده دشمن نشد و وقتی پیغام تماما خیانت شمر را شنید غضبناک دست رد به سینه اش زد و نقشه شومش را همانجا نقش بر آب نمود‌.
این می شود که عباس (ع) عزیز دل حسین (ع) میشود عبد مطلق آقایش ، عباسی که سراسر محو در حسین (ع) است‌.
تعابیری که ائمه درباره حضرت عباس (ع) می فرمایند هر یک به نحوی متحیر کننده است :
"امام صادق (ع) می فرمایند : کسانی که تو را کشتند حرمت اسلام را از بین بردند."
یعنی حرمت اسلام ، روح و جان اسلام در وجود تو ، ای علمدار حسین (ع) متجلی است و کشتن تو یعنی کشتن اسلام ‌.
شما جایی نمی توانید حضرت عباس (ع) را بیابید که از امام زمانش عقب افتاده یا پیش گرفته باشد ، عبد خالصِ خالص .
گوش به فرمان امام زمانش ، حرفش حرف امام زمانش و نگاهش به نگاه امام زمانش است.
اینکه حضرت عباس (ع) جان شریفشان را پای آوردن آب به خیمه می دهند نه صرفا مسئله آب باشد نه ... این یک مسئله کوچک در برابر امر عظیم حکم امام است .
امام زمان می فرمایند علمدارم آب بیاور .
عباس که باشی اینطور میشنوی شیعه من ، سرباز من ، حکم من این است که الان تو سقا باشی .
این می شود که سخن خدا که از گلوی خلیفه خدا جاری میشود نباید زمین بماند حتی به قیمت جان عباس.
پس وقتی امام حسین (ع) با آن عظمت به حضرت عباس (ع) می فرمایند : فدایت شوم . عمق عظمت روحی علمدار حسین (ع) باید دستمان بیاید ، یعنی ای تجلی خدا حسین به فدای صفات خدایی ات.
قلب نازنین امام حسین (ع) به وجود عباسش گرم بود ، لشکری بود برای حسین ، پناه عظیم حرمش ، شیعه مطلق امامتش.
این است که چون پیکر جدا جدا شده اش بر خاک افتاد حضرت را می بینید که متحیر و مبهوت فریاد بر می آورد : برادرم اکنون کمرم از داغ تو شکست.
گویی روح حسین (ع) است که در وجود عباس (ع) دمیده شده ، سراسر حسین در وجود حسین‌.
امام زمان (عج) می فرمایند : هر جا که روضه عمویم باشد سراسیمه حاظر میشوم.
یا علمدار حسین یا ابوالفضل العباس (ع)

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1398 11:02 ق.ظ

عکس و تصویر شب هشتم محرم : شب حضرت علی اکبر (ع) دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت ...

عاشورا روز درخشیدن ستارگانی بود که سال ۶۱ هجری در کربلا طلوع کردند.

تقدیر خداوند به گونه ای بود که حجت را به وسیله حسین (ع) و اصحابش تا پایان تاریخ بر تمامی بشر تمام کند ؛ پس کسانی را روز عاشورا گرد حسین (ع) جمع کرد که آیینه تمام نمای صفات خدا گردند.

هر شخصیت کربلا خود ستاره ای فروزان است که تحت عنایت درخشنده ترین نور کربلا حضرت ابا عبد الله (ع) به تنهایی قادر است جمع کثیری را از ضلالت دنیا به روشنایی حق فرا خواند.

این بین سه نور عظیم کنار امام حسین (ع) به زیبایی تمام درخشیدند.
۱.حضرت زینب (س)
۲.حضرت عباس (ع)
۳.حضرت علی اکبر (ع)

سه خورشید فروزان که هر چه سعی میکنم از درکشان عاجزم .


شان حضرت علی اکبر (ع)

هر چه بیشتر در مورد حضرت علی اکبر (ع) مطالعه می کنم و هر چه فهمم نسبت به ایشان بالاتر می رود عجزم از درک مقام والای حضرتش بیشتر می شود .

امام حسین (ع) وقتی حضرت علی اکبر (ع) را به سوی میدان می فرستند جمله عجیبی دارند:

"خدایا تو خود شاهد باش کسی را به سوی میدان می فرستم که شبیه ترین مردم به رسول خداست در خلق و خوی و کلام."

نباید به سادگی از کنار این سخن امام حسین (ع) گذشت ، امام معصوم یک انسان معمولی نیست که از روی غَلَیان احساسات حرفی بزند . معصوم وقتی حرفی میزند ، سخنش حقیقت محض و مطلق هست .

برای درک مقام عظیم حضرت علی اکبر (ع) همین جمله امام حسین (ع) کفایت میکند . امام حسین (ع) نهایت عظمت حضرت علی اکبر (ع) را در هیمن جمله خلاصه می کنند .
"شبیه ترین فرد به رسول خدا ، پیامبری که عظیم ترین مخلوق هستی است ."

تاریخ روایت میکند بنی امیه چون نمی خواست نسلی از امام حسین (ع) در کربلا باقی بماند قساوت عجیبی در کشتن فرزندان پسر امام حسین (ع) به کار برد، از علی اکبر (ع) تا علی اصغر (ع) .
و از آنجا که فرزند بزرگ امام علی اکبر (ع) بود به خیال اینکه امام بعدی ایشان هستند جوری علی اکبر را پاره پاره کردند که اطمینان کنند نسل امامت منقطع شده است .
اینی که می بینین امام حسین (ع) وقتی بدن علی اکبر (ع) را با آن وضعیت می بینند تا مرز جان دادن پیش میروند شاید به همین خاطر باشد که علی اکبر (ع) قربانی و فدایی امامت شدند.
پس میفرمایند: "ای علی پس از تو خاک بر سر دنیا "
یعنی خاک بر سر دنیایی که مردمانش "خلیفه خدا" را می کشند در حالی که اوست واسطه صعودشان از زمین پست به عرش عظیم خدا.

جایی حرف عجیبی از امام خمینی (ره)خواندم :

"از گفتار اهل بیت مخصوصا امام حسین (ع) چنین استنباط می شود که اگر علی اکبر (ع) در کربلا به شهادت نمی رسید امام بعدی می بود"
این نگاه عظیم امام خمینی (ره) را درباره حضرت علی اکبر (ع) ببینین ! انسان شگفت زده می شود از مقام حضرتش.

سلام بر علی اکبر و بدن پاره پاره اش


"با خَلق و خُلق و منطق احمد نمای تو
با خشم و دست و بازوی خیبر گشای تو

ازیک طرف پیمبر و از یک طرف علی
جز تو که قادر است نشیند به جای تو؟"



نویسنده : آنوشکا
تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1398 11:26 ق.ظ


نگاهی نو به حادثه "عاشورا"
تالیف استاد دکتر مهدی خدامیان
هفت شهر عشق روایت سفر امام حسین از مدینه تا کربلا و سپس ماجرای شهادت امام و 72 تن از یارانش می باشد و پس از آن روایت گری اسارت اهل بیت تا شام .
نثر کتاب روان ، ساده و خودمانی است .
نویسنده در قالب شخصیتی واقعی در زمان سفر می کند و مخاطب را با خود به دل تاریخ می برد و ماجرا را به شکلی نو و از دیدی تازه بیان می کند.

جهت دانلود روی لینک زیر کلیک کنید !

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1398 11:14 ق.ظ
https://img.tebyan.net/big/1398/04//170169166691301217229106149189921451842147.jpg

پس از نامه مهم مقام معظم رهبری به جوانان غربی که به letter۴u معروف شد، گروه هنری وِتر بر آن شد تولید آثاری موسیقایی به زبان انگلیسی و با تمرکز بر ذائقه مخاطب جوان غربی را در دستور کار قرار دهد که پس از فراز و نشیب‌های بسیار اولین اثر از این مجموعه به نام After You تحت نام هنری Vetr به مرحله انتشار رسید.

داستان کربلا و گفتگوی اصحاب با امام حسین (ع) در شب عاشورا موضوعی است که دستمایه تولید این ترانه انگلیسی قرار گرفته است.

جهت دانلود کلیپ کلیک کنید !
نویسنده : آنوشکا
تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1398 10:37 ق.ظ
عکس و تصویر هر سال که روحم در منجلاب تمایلات نفسانی دنیا با تند باد های گناه در ...

هر سال که روحم در منجلاب تمایلات نفسانی دنیا با تند باد های گناه در هم کوبیده و خرد میشود؛
نا امیدانه از بازگشت سپیدی روحم،عاجزانه به دست و پا می افتم؛
و هر سال،هر بار که این معجزه تاریخ دوباره تکرار میشود؛
دم مسیحایی حسین است که تکه های خرد شده روحم را شب به شب در روضه های شبانه اش جمع کرده به هم پیوند میزند؛
تاسوعایش روحم صیقل می خورد و عاشورایش نور ایمان در عمق وجودم دمیده می شود.
و آنگاه بار دیگر از نو متولد میشوم،جان میگیرم،زنده می گردم.
و این حیاتم مدیون اکسیر جاودانه حسین است و بس...
سلام بر تو ای کشتی نجات ،
سلام بر تو ای خون خدا،
سلام بر تو یا حسین جان!


نویسنده : آنوشکا
تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1398 10:26 ق.ظ
عکس و تصویر گاهی وقت ها حس میکنم: برخی اعمال ، برخی حرف ها ، برخی افکار از ...

گاهی وقت ها حس میکنم:
برخی اعمال ، برخی حرف ها ، برخی افکار
از اراده و کنترل ما خارجه؛
انگار یه نیروی نامرئی ، یه حس روحانی ، یه القای درونی،
سبب میشه برخی وقایع به طرز شگفت آوری ایجاد بشه ، شکل بگیره ، تداوم پیدا کنه ... مثل برخی اشعار ، برخی طرح های نقاشی ، و ... انگار ذهن شاعر ، قلم نقاش ، و ... لحظه ای به منبعی روحانی وصل میشه و اثری خلق میشه جاودانه.

تصویر مرتبط

مثالِ ملموسش ، بیت معروف محتشم کاشانی:

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"

و خلق شاهکار تابلو "ظهر عاشورا" محمود فرشچیان هست.


نتیجه تصویری برای تابلو ظهر عاشورا


پی نوشت :
زیباترین شکل "هنر" آن است که در خدمت "اهل بیت" باشد و چه فخری از این بالاتر ...
چون به منبع نور وصل شدی ، لاجرم نور افشانی خواهی کرد ...

 

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1398 07:33 ب.ظ
عکس و تصویر وقتی از درون شاد باشی؛ هر چیزی تو نگاهت قشنگ ترینه. درونتون لبریز از

وقتی از درون شاد باشی؛ هر چیزی تو نگاهت قشنگ ترینه.
درونتون لبریز از "شادی"!

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : پنجشنبه 10 مرداد 1398 06:29 ب.ظ
عکس و تصویر شبی تاریک و ظلمانی کشیدم در بغل زانو به آسمان نظر کردم به دنیای پر ...


شبی تاریک و ظلمانی
کشیدم در بغل زانو
به آسِمان نظر کردم
به دنیای پر از اندوه
من آن دم را نمی دانم
چه کرد یکباره بر جانم
غم و غصه و بی تابی
که طوفانی نمود دریا
و طغیانش به هم کوبید
دل رنجور و پر دردم
چو پاره پاره میگشت دل
ز امواج گرفتاری
به ناگه ابر چشمانم
فرو بارید نم باران تنهایی
شنیدم آه سوزانی
ز کنج قلب رنجوری
ندا می کرد خدا را
کودکی در اوج بیچاری
خدایا ای خدای خوب
قرارت پس چرا این شد؟
مرا راهیِ دنیایی بکردی که
قرارت بر گلستان بود
نمیدانم چه گشت بر من
که این باغت جهنم شد
خدایا ای خدای خوب
چرا زیر و زبر گردید
قشنگی های دنیایت
برِ چشمان معصومم
به یکباره نمی دانم
چرا اینگونه این شکلی
به هر جا من نظر کردم
پر از آه و پر از غم شد
ز سویی فقر و تنهایی
به جایی زخم و بی تابی
به جایی طعنه ها دیدم
ز جایی جنگ و بدبختی
یکی از ظلم رسد جانش
یکی هر شب برد غصه
چنین می گفت و می نالید
دل کوچک و پر دردم
شب تاریک و ظلمانی
بدین گونه سحر گردید
من بودم و جهانی درد
خدا اما چرا ساکت؟
شکستم من به آرامی
از این بی پاسخی هایش
خدا اما صبورانه
نگاه می کرد و ساکت بود
برای لحظه ای دیدم
که جان بر لب رسیده ام
که می خواهم به در آیم
از این دنیای وارونه
در آخرین تقلاها
دل از دنیا به در کردم
به سوی معبود خاموش
برای لحظه آخر ، نظر کردم
خدا اما به یکباره
به آهنگی که از مسجد
ندایش را به گوشم ریخت
چنان می گفت انگاری
عزیز کوچک و تنها
گر این دنیا پر از درد است
گر این عالم برت تنگ است
دمی و لحظه ای از تو
خدایت غافل نمی گردد
شب تاریک را دیدی
چگونه صبح زیبا شد؟
بر این مژده دهم قلبت
گلستان می شود روزی
جهانِ پر ز بیدادی
مباش غمگین و افسرده
که من یار و نگهبانم
دمی و لحظه ای دنیا
بدون من نمی گردد
مشو غمگین و دلمرده
خدا یار و پنهات هست
پسِ این لحظه ی تاریک
یقیناً روشنایی هست !

" آنوشکا "
نویسنده : آنوشکا
تاریخ : شنبه 5 مرداد 1398 11:15 ق.ظ
عکس و تصویر چگونه عظمت خورشید را ، بر نابینایی شرح دهم ؛ که نهایت آمالش ، دیدن ...

چگونه عظمت خورشید را ،
بر نابینایی شرح دهم ؛
که نهایت آمالش ،
دیدن ذره ای ،
پسِ پرده ی چشم هایی ، زنجیره شده ، در یک عمر تاریکی است؟
پی نوشت :
وقتی با دیده مادی به جهان نظر کنیم ،
و نهایت آرزویمان داشتن : شغلی عالی ، همسری بینظیر ، فرزندی شاسیته ، خانه ای مجلل ، ماشینی لوکس ، سفرهای رویایی و ... باشد ،
جسم مان سیر می گردد و در نعمت غرق می گردد اما روحمان_ ارزنده ترین ، و والاترین بخش وجودیمان _ تشنه تر از هر لحظه ی و مژمرده تر از پیش خواهد بود .
روح والای انسانی چیزی فراتر از جهان پست و مادی این چنینی می طلبد .چیزی ورای تصور محدود بشری ، چیزی جاودانه .
اوج این شکوفایی و کمالِ روح انسانی محقق نخواهد شد مگر در زمان ظهور .
در این برهه ، برای نخستین بار پس از خلقت ، بشر به دانشی ورای وجودیت خاکی اش دست می یابد .
دانشی با منبعی جوشان که روح آدمی را لحظه به لحظه غنی تر میسازد و به بزرگ ترین آرامش دهنده اش _خداوند_ پیوند می زند.
برای چشیدن طعم این احساس ، کافیست بارقه ای از شعاعِ معرفت امام بر قلبی بتابد ؛
آنگاه است که به دنیا با تمام لذایذ محو کننده اش پشت پا بزند ؛
و بال های روحش را برای سیر در ملکوت بگشاید و به سمت نور حقیقی اوج بگیرد .
پروازی که یقیناً بهترین سیراب کننده ی روح اوست.

نویسنده : آنوشکا
تاریخ : شنبه 5 مرداد 1398 11:13 ق.ظ
عکس و تصویر مَثَل ما مِثل تشنه ای است که در بیابانی لایزال رو به مرگ در عطش ...

مَثَل ما مِثل تشنه ای است که در بیابانی لایزال رو به مرگ در عطش چند جرعه آب دست و پا می زند.
امام چون ساربانی است که اعتماد به او ما را به چشمه ای هدایت میکند که هرگز از جوشش نمی افتد.
این انتخاب ماست که :
این صحرای سوزان را به شوق سیراب شدن دائمی از چشمه جوشنده امام طی کنیم و جاودانه گردیم ؛
یا به همان چند جرعه آب اکتفا کنیم و تنها چند صباحی بیش تر زنده بمانیم .